|
وبلاگ فربیا قناعت پیشه
|
*من و تعبیر چشمی که دزدانه
خلسه هایم رامی رباید ....
****************************************************
به دنیا نمی رسد دستم !!!
آخرین فال را ورق بزن .
رسیدی......؟
خدایی است در آن حوالی
به تو می سپارمش.
*****************************************
تگرگ میرقصد.
ترک خوردگی سقف از درد !!!!!!!!
می لرزد .
سایه ای نیست بر ریزش ............................
تنهائیم.
چه سلامی مانده باران ؟؟؟؟؟؟
*****************
تنها خیس می کند
آوارگیم را
نه زلال است نه دیدنی .
در کهنگی ناودان چرک و چروک کودکیم
جا مانده .
آه باران...................
برگهای تا خورده تقویمم از درد
می لرزد .
نمی نویسد چه کنم ؟
دلم برای دو خط شعر پر میزند ؟
شما مرا ندیده اید؟
ردپای نگاهت و برگهای تاخورده پاییز
بارانی نپوشیده ا م .
.کاش بیایی.
**********
***********
بر پریشانی تنم بوسه می زند باد
و کهنگی پنجره ام را می برد باران
سوزی عجیب می پیچد در بودنم
و متولد می شود او .............................................
****
آنقدر ماندم !!!!
باران تمام شد و بهانه ام .........
رنگین کمان نزدیک است .
کاش می آمدی .
**********************************************************
صدای پایت ..
رقص باران ..
خش خش گامی تکرار کنان
و تو که نمی آیی..
سالهاست . هر پاییز را ورق میزنم .
********************************************************
دلم را با خود برده باران
امسال که برگردد!!!!!
بر نگاهم سنگینی می کند این ...............
...............
زبان نگاهم را کاش
یکی....
می فهمید
آسمان سهم ما نیست
پرواز را فراموش کن
.......................................................
تریبون آزاد:
مشاعره می کنیمتو ر ا می بینم و هر دم زیادت می شود م...ی...ل...م
.................................................................
..................................................
تریبون آزاد :
عصای دست موسی یا عیسی که بود ؟بالا میرود مستجاب...................
تمام تریبون آزاد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
................
......................................
در همین حوالی،
تیر ماه سال ...چند ؟
چندمین؟ بوسه داغ خورشید بر چند؟
سی و چند سال بر چند ؟
چند شمع باید خاموش میشد از چند ؟
مادر م ارام میگرید از درد
سالها ........................
و میپیچد کوچه در کوچه
گم می شود . آه!!!!